پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٣ - هلال شيعى و ژئوپليتيك خاورميانه - برنا بلداجی سیروس

هلال شيعى و ژئوپليتيك خاورميانه
برنا بلداجی سیروس

با سقوط حكومت بعث در بهار سال ١٣٨٢ و ايجاد تغييرات بنيادين در ساختارهاى كشور عراق و نقش مسلطى كه شيعيان در ساختار سياسى آن حاصل كردند، پس از چند دهه حاكميت اقليت سنى به شيعيان فرصت مطالبه حقوق و جايگاه خود را در عرصه سياسى پيدا كرده‌اند.
براساس يك فرضيه، قدرت گرفتن شيعيان در حاكميت عراق، ساخت، توازن مذهبى و مؤلفه قدرت در منطقه را بر هم مى‌زند و قدرت‌هاى بزرگ منطقه و جهان، به ويژه امريكا و اسرائيل، از اين وضعيت ناخشنودند. بر اين اساس ايجاد نوعى فشار براى محدود كردن قدرت شيعيان قابل پيش بينى است، امرى كه بارها تصميم سازان كاخ سفيد به آن مبادرت ورزيده‌اند.
حاكميت شيعيان در عراق، در معادلات سياسى »آمريكا« و »اسرائيل« از پيچيدگى زيادى برخوردار است، زيرا مشاركت فعال آنها موجب شده، تصميم گيران اصلى بازى »خاورميانه بزرگ«، با تحريك اقوام كرد از يك سو و اعراب سنى از سوى ديگر، هشدار به شيعيان و تهديد به تجزيه عراق ضمن ايجاد نظام توازن قوا در عراق، تلاش كنند، تحولات سياسى اين كشور را در آينده، به نفع خود جهت دهى كنند.
تصميم گيران كاخ سفيد، با آسودگى از اقدامات آمريكا در راستاى متوازن كردن فضاى سياسى عراق، ضمن طرح تهديدهاى ناشى از شكل‌گيرى »هلال شيعه« در خاورميانه، كشورهاى منطقه را عليه ايران، سوريه، لبنان و حاكميت شيعه عراق تحريك مى‌كنند، تا نگرانى‌هاى استراتژيك رژيم صهيونيستى را بر طرف سازند.
درگيرى گسترده آمريكا در عراق و اوج‌گيرى قيام شيعيان در اعتراض به ادامه حضور اشغالگران آمريكايى، رويكرد جديدى را فرا روى مطالعات استراتژيك تصميم گيران ايالات متحده، درباره نقش تشيع در منطقه خاورميانه گشوده است. به گونه‌اى كه افزايش نگرانى آمريكا نسبت به احكام حكومتى شيعه، يادآور نگرانى‌هاى استراتژيك اين كشور به تحولات مذهبى وهابيت، پيدايش سازمان القاعده با قشرى‌گرى و تحجر منحصر به فرد، و تعارض رويكردهاى عملياتى آن با راهبرد و منافع آمريكا در منطقه است.

دغدغه‌هاى استراتژيك آمريكا درباره مؤلفه تشيع در خاورميانه
»گراهام فولر« عضو پيشين سيا و متخصص امور خاورميانه در موسسه پژوهشى رند معتقد است كه »تلقى امپرياليستى ايران از امريكا و به عكس، امريكا از ايران به عنوان يك كشور شيعى با نقش آفرينى‌هاى متفاوت در مناطق خزر، خليج فارس، آسياى مركزى و عراق، موجب تلقى تهديدآميز دو كشور از همديگر شده است«. ١ از نظر سران كاخ سفيد و اسرائيل، وجود كشور مسلمان و نيرومندى چون ايران، ميان دو منبع انرژى (خزر و خليج فارس) كه ٦٨ درصد منابع انرژى جهان را به خود اختصاص داده است، براى استراتژى، منافع و امنيت ملى غرب در قرن بيست و يكم خطرناك است.٢ از همين رو، ريچارد نيكسون، سى و هفتمين رئيس جمهور آمريكا معتقد است: »جهان اسلام در قرن بيست و يكم، مهم‌ترين ميدان‌هاى زور آزمايى سياست آمريكا است«.
انديشمندان آمريكا، نگرانى‌هاى استراتژيك خود را در مورد تحولات جهان اسلام، با عنوان »بنياد گرايى اسلامى« مورد بررسى قرار مى‌دهند، آنها بنياد گرايى اسلامى را يكى از روش‌هاى تجديد نظر و مقاومت اسلامى مى‌دانند كه نخستين بار از سوى »سيد جمال الدين اسد آبادى« مطرح شد. بر اين اساس، سيد جمال الدين اسد آبادى، به »دولت ملى« در ميان مسلمانان اعتقادى نداشت و دولت پان اسلاميست و اتحاد همه كشورها در قالب جهان اسلام را پيگيرى مى‌كرد. اين برداشتى آرمان گرايانه بود كه »اخوان المسلمين« نيز در مصر به رهبرى »حسن البناء« در سال (١٩٢٩ م) مطرح كردند و در دهه ٦٠ »مولانا مودودى« در پاكستان و »سيد قطب« در مصر چنين جنبش‌هاى بنيادگرايانه‌اى را پى مى‌گرفتند.
بررسى موضوع بنيادگرايى اسلامى، تقريباً در ٥٠ كشور جهان كه حدود يك ميليارد مسلمان را در خود جاى داده، امروزه به موضوع، استراتژى امنيت ملى امريكا تبديل شده است. از نظر سران كاخ سفيد، بنياد گرايى اسلامى چون فاشيسم قرن بيستم، مخالف ليبرال دموكراسى است. پس از حادثه ١١ سپتامبر، بنيادگرايى اسلامى به صورت موضوعى جهانى از سوى كاخ سفيد مطرح گرديد و سران آمريكا مقابله با آن را به يك راه حل جمعى منوط كرده‌اند. ٤
از نظر حزب نو محافظه كار آمريكا، نقش شيعيان در ميان جنبش‌هاى بنياد گرا، بسيار حائز اهميت است. جنبش شيعى ايران در سال (١٣٥٧)، از سوى انديشمندان غرب و آمريكا، جنبشى بنياد گرا معرفى شده است. برخى نويسندگان، »شيعه بودن« را از دلايل اصلى »محور شرارت« ناميدن ايران از سوى »جورج بوش« دانسته‌اند. آنها معتقدند، حتى نتيجه تشكيلات گفت و گوى تمدن‌ها، در دوره (رياست جمهورى) خاتمى نيز به همكارى بين المللى براى مقابله با امريكا منجر مى‌شود. به نظر آنها، حمايت جمهورى اسلامى ايران از ملت مظلوم فلسطين، لبنان، حماس، حزب الله و شيعيان افغانستان، تفاوتى ميان جنبش بنياد گراى القاعده و ايران باقى نمى‌گذارد.٥
از عوامل نگرانى ايالات متحده، پيوندهاى معنوى ميان جمهورى اسلامى ايران و ملت شيعه در خاورميانه است. چنان كه گفته شد، فروپاشى حكومت بعث عراق و به وجود آمدن فرصت تاريخى براى شيعيان اين كشور، به منظور مشاركت در ساختار سياسى عراق، بر ميزان نگرانى‌هاى امريكا افزوده است.
با توجه به نگرانى‌هاى استراتژى آمريكا، در مورد تاثير تحولات عراق بر مسائل نفت و امنيت اسرائيل، ايجاد ساختار حكومتى فدرال در عراق و دادن نقش بيشتر به كردها، به عنوان يك راه حل اساسى براى مهار و كنترل شيعيان، در نظر گرفته شده است.
سران آمريكا و اسرائيل، با برجسته سازى مفهوم »هلال شيعه«، انحراف اذهان تصميم گيران عرب را از مسئله اصلى، يعنى »اسرائيل« پى مى‌گيرند و نگرانى آنها را نسبت به حاكميت ايدئولوژى شيعه تحت رهبرى نظام جمهورى اسلامى ايران در منطقه تحريك مى‌كنند. چنان كه بايد اذعان داشت، آنها از سوى ديگر، برجسته سازى و نهادينه شدن مفاهيمى چون هلال شيعى را در تعارض با الزامات طرح خاورميانه مى‌دانند و اين موضوع »متناقض نمايى« است كه آمريكا در حل آن با مشكل رو به رو است ؛ به اين معنا كه براى تضعيف جمهورى اسلامى و به طريق اولى »اسلام سياسى«، از نوعى كه كشور ما ادعاى ام القرايى آن را دارد، تلاش مى‌كند، مخاطرات واهى شكل‌گيرى هلال شيعى و نهادينه شدن آثار آن در تحولات منطقه‌اى را همواره به كشورهاى منطقه، به ويژه عرب‌هاى سنى گوشزد كند و از سوى ديگر مى‌داند كه طرح هرگونه الگوى رفتارى در كنار طرح خاورميانه بزرگ، به تضعيف و استحاله الزامات اين طرح منجر خواهد شد. براى مثال آنها »ارتباط طبيعى« ميان جمهورى اسلامى ايران و احزاب و گروه‌هاى شيعه عراقى را با عنوان دخالت ايران در عراق مطرح مى‌كنند تا از يك سو، چهره نظام جمهورى اسلامى ايران را در ميان كشورهاى مسلمان منطقه مخدوش سازند و از سوى ديگر، زمينه‌هاى اعمال فشار بيشتر بر شيعيان عراق را ميسر سازند.

نگرانى آمريكا درباره دور نماى جنبش‌هاى شيعى
تصميم گيران كاخ سفيد معتقدند كه تلاش‌هاى متمادى امريكا براى مهار دو گانه ايران و عراق، پس از براندازى رژيم بعثى عراق، وارد مرحله پيچيده‌ترى شده است. بر اين اساس، بر كنارى صدام حسين، تنها قسمتى از سناريوى »جورج بوش« بوده و اكنون كنترل كشورى چون عراق كه دو سوم جمعيت آن را شيعيان تشكيل مى‌دهند، مشكل‌تر شده است، چرا كه جمهورى اسلامى ايران مى‌تواند، با اعمال نفوذ طبيعى در ميان شيعيان عراق، تحولات ژئوپلتيك خاورميانه را هدايت كرده و موازنه قدرت را به نفع شيعيان و عليه منافع آمريكا و اسرائيل تغيير دهد.
مقامات آمريكا با اشاره به اظهارات پادشاه اردن چنين ادعا مى‌كنند: »در كنار ايران و عراق كه داراى اكثريت جمعيت شيعه هستند، كشورهاى لبنان و بحرين به دليل جمعيت زياد شيعى و سوريه با حاكميت اقليت شيعيان علوى و گروه شيعيان عربستان سعودى به دليل سكونت در مناطق نفت خيز، با شكل دادن به »هلال شيعه«، تحولات ژئوپلتيكى را از خليج فارس تا مديترانه تحت تاثير قرار مى‌دهند«.٦
براساس همين تحليل، »جورج تنت«، رئيس سازمان سيا، پس از مشخص شدن نتايج انتخابات مجلس هفتم شوراى اسلامى، خطاب به كنگره ابراز كرد: »ايران مى‌تواند با تاثير گذارى بر شيعيان عراق، در تحولات ژئوپلتيك منقطه، مؤثرتر عمل كند«٧ پس جمهورى اسلامى ايران به يك فاكتور ژئوپلتيك در توازن منطقه‌اى و جهانى تبديل شده است و مى‌تواند، با بهره‌گيرى از قدرت فراملى شيعيان، در كشورهاى عربى منطقه ٨، لبنان، هند و پاكستان نفوذ كند.٩

راهبرد تقابل آمريكا با جنبش‌هاى شيعى در خاورميانه
مهم‌ترين هدف راهبردى ايالات متحده آمريكا، از زمان پيروزى انقلاب اسلامى ايران تاكنون اين بود كه جنبش‌هاى بنياد گراى شيعه را در دهه ٨٠، كنترل و مهار كند. به همين دليل، با بهره‌گيرى از صدام حسين و ويژگى‌هاى شخصيتى او، جنگى ميان دو كشور شيعه (ايران و عراق) به راه انداخت و طى هشت سال جنگ عراق با كشور شيعى ايران، كمك‌هاى فراوانى براى برآورده شدن اين اهداف كرد؛ اما اكنون موضوع تشيع در عراق و خاورميانه، به يكى از مهم‌ترين موضوعات استراتژى امنيت ملى آمريكا تبديل شده است.
ژنرال‌هاى آمريكايى در آوريل (٢٠٠٣)، با ابزار نگرانى از ژئوپلتيك متحول تشيع در خاورميانه و به منظور بررسى راهبرد آمريكا در قبال شيعيان در خاورميانه، نشستى برگزار كردند. در اين نشست، آدميرال‌هاى پنتاگون، درباره شيعيان عراق و استراتژى امريكا در قبال بنيادگرايى اسلامى، به اين نتيجه رسيدند كه براى ايجاد امنيت در خاورميانه، بايد به جاى هلال شيعى، در كشورهاى منطقه هلال دموكراسى به وجود آيد. ١٠ مشخص كردن منطقه شيعه نشين عربستان سعودى از سوى ژنرال‌هاى آمريكايى (پنتاگون) در اين طرح، مى‌تواند نشان نقشه‌هاى جديد ايالات متحده براى ايجاد درگيرى ميان سنى‌ها و شيعيان در اين كشور و در نتيجه، اعمال مديريت دلخواه بر منابع نفت خاورميانه، به خصوص (عربستان سعودى) باشد. چنان كه منطقه كركوك كه حدود ١/٥ ميليارد بشكه نفت را در اختيار دارد، با بهره بردارى از اختلافات ژئوپلتيك، در راستاى سياست‌ها و منافع آمريكا مديريت مى‌شود و تاكنون تكليف آن از جهت اينكه متعلق به منطقه فدرال كردى يا منطقه مركزى باشد، روشن نشده اشت.١١
تنها نگرانى ايالات متحده درباره ايجاد دموكراسى در كشورهاى شيعه نشين آن است كه اين طرح، موجب بيدارى مسلمانان، به ويژه شيعيان شده و اشتياق آنها را براى نوع جديدى از »اسلام گرايى باز سازى شده« در خاورميانه تحريك كند و به دليل امكان شكل‌گيرى هلال شيعه در منطقه خاورميانه، فرصت جديدى براى احياى هويت شيعى فراهم سازد؛ براى مثال، اگر ايجاد دموكراسى در عربستان سعودى، در راستاى طرح خاورميانه بزرگ، به بارزتر شدن نقش شيعيان منجر شود، براى تصميم‌گيران كاخ سفيد، تضمينى وجود ندارد كه هويت يابى شيعيان در اين كشور چه تأثيرى بر ساختار و مولفه‌هاى قدرت شيعيان در خاورميانه خواهد داشت و تا چه اندازه منافع ملى آمريكا را در منطقه تامين يا آن را آسيب‌پذير و تهديد خواهد كرد. ١٢ برخى ژنرال‌هاى آمريكا اين طرح را نوعى »ريسك بزرگ با پيامدهاى ناشناخته« ارزيابى مى‌كنند و معتقدند، اين پروژه ٢٥ ساله است و به برنامه‌هاى ظريفى نياز دارد.١٣
برخى تدابير پيش بينى شده از سوى تصميم گيران كاخ سفيد، براى ايجاد دموكراسى در خاورميانه و مهار و كنترل تشيع بدين شرح است:
- جلب همكارى آن دسته از روحانيون شيعه كه زمينه‌هاى مساعدى براى همكارى دارند.
- شناسايى روحانيون ميانه رو (براساس منافع آمريكا) و تبديل آنها به موقعيت‌هاى نفوذ ايالات متحده در منطقه .
- مقابله با بنيادگرايى اسلامى - شيعى، از طريق ايجاد نوعى سيستم حكومتى سكولار.
- ايجاد موسسات آموزشى سكولار، متناسب با مؤلفه‌هاى آموزشى غرب. از نظر مقامات آمريكا، اين گونه مؤسسات در كشورها و مناطقى كه آموزش‌هاى قرآنى مورد توجه قرار گرفته و داراى سيستم آموزشى به سبك غربى نيست، بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرند.
- ايجاد برنامه مناسب بلند مدت براى شيعيان در اقصى نقاط جهان كه ١٥ درصد از جمعيت يك ميلياردى مسلمانان را تشكيل مى‌دهند.
- پيگيرى تماس‌ها و ارتباط مستقيم با رهبران شيعه در عراق، براى جلوگيرى از تاثير گذارى بيشتر رهبران شيعى ايران بر آنها.
- بهره بردارى از اختلافات مرزى، قومى و ملى ميان شيعيان عرب ايران و تكيه بر »عرب« و »فارس«، به عنوان مبناى هويت ملى آنها.١٤
- زير نظر داشتن جنبش‌هاى شيعى مخالف منافع آمريكا و شناسايى ساختار سازمانى آنها.١٥
- تبليغ منفى مبتنى بر سياست تبليغ روانى »انگاره سازى« معطوف به نهادينه سازى »دخالت ايران در فرايند دولت سازى عراق نوين« ١٦ در سطح افكار عمومى جهان به خصوص مردم مسلمان منطقه.
- بهره بردارى از اختلافات شيعى و سنى و دامن زدن به آن، در راستاى جلوگيرى از شكل‌گيرى »هلال شيعه« در خاورميانه كه بايد اذعان داشت، چه بخواهيم و چه نخواهيم، زمينه‌هاى بالقوه آن (هلال شيعى)، به طور طبيعى در منطقه وجود دارد. ١٧
- توجه بيشتر به پويايى مذهب در سياست كشورهاى منطقه؛ از مشكلات سران كاخ سفيد آن است كه تا پيش از نابودى حزب بعث عراق، تمركز اصلى را تنها براى سرنگونى صدام حسين قرار داده بودند و دور نماى قدرت شيعه و افزايش تحركات »بنياد گرايى شيعه«، مورد توجه آنها قرار نگرفته است.١٨
- بهره بردارى از نگرانى‌هاى كشورهاى منطقه و جهان درباره »ژئوپلتيك« تشيع در خاورميانه« و »تلاش‌هاى هسته‌اى ايران« ١٩.
- بهره بردارى از اختلافات ايران با آمريكا و بريتانيا، در زمينه حقوق كشتيرانى در نزديكى‌هاى بصره و اختلافات ايران و امارات بر سر حاكميت بر جزاير و نيز دامن زدن به تبليغات منفى درباره اظهارات بنيانگذار انقلاب اسلامى، مبنى بر شايسته نبودن سران عربستان سعودى براى مديريت اماكن مقدس مكه و مدينه كه در راستاى محدود كردن نفوذ منطقه‌اى ايران بر شيعيان منطقه و سياست تفرقه‌آميز انجام مى‌گيرد.٢٠
- بررسى امكان تغيير نظام جمهور اسلامى ايران از درون، مبتنى بر استراتژى فشار از بيرون و تعبير از درون، براى جلوگيرى از حمايت منطقه‌اى اين كشور از شيعيان و ساير مسلمانان.٢١
- جلب نظر قدرت‌هاى بزرگ، براى معرفى گروه‌هاى وابسته به شيعيان لبنان، مانند، حزب الله، به عنوان گروه‌هاى تروريستى، در راستاى انزواى بين المللى ايران و اعمال محدوديت عليه جمهورى اسلامى ايران به دليل دفاع از حزب الله.٢٢
- بهره بردارى از كردها به منظور كنترل قدرت شيعيان عراق و ايجاد توازن منطقه‌اى .٢٣
- ايجاد كمر بند امنيتى در محدوده مرزهاى ايران و سوريه كه مستلزم تصرف مناطق مرزى ميان اين دو كشور است.٣٤
- طرح و بررسى امكان حمله نظامى به ج.ا.ايران.٣٥


پى نوشت‌ها:
١. اسد الله خليلى، »روابط ايران و آمريكا، بررسى ديدگاه نخبگان آمريكايى«. (انتشارات موسسه فرهنگى مطالعات و تحقيقات بين المللى ابرار معاصر، تهران، صص ٦٨-٣٣٤ يا الشرق الاوسط (١٣٨٣/٥/٢٨).
٢. همان، ص ٢٥٢.
٣. همان، ص ٣١٧.
١٢. الفد، اردن، ١٣٨٣/٨/١٣ يا
٢٢. رسانه‌هاى خبرى آمريكا و شبكه الجزيره قطر، (١٣٨٣/١٠/١٦).
٢٥. الشراع، (١٣٨٣/١٠/٢٨) و لبنان، يا راديو آمريكا: (١٣٨٣/١٠/١٦).
٢٦- رسانه‌هاى آمريكا، (١٣٨٣/١٠/٢٢)، اظهارات كيسينجر، مشاور امنيتى در آمريكا، نقل از روزنامه جمهورى اسلامى، (١٣٨٣/١٠/٢٢).